ورود به حساب کاربری

هنوز اکانت ندارید؟ از اینجا ثبت نام کنید

منو

فاكِنگو

10028027

35,000 تومان

توضیح

عین اسمش، واقعا که رؤیا بود. از وسط راهروی تاریک داشتم نگاهش می کردم. با پیراهن و شلوار سیاهش آن جلو، توی نور، ایستاده بود. مثل تمام اتفاقات آن روز پراتفاق، مصمم به نظر می‌رسید و آماده.

طوری دو طرفش را نگاه می کرد که مطمئن میشدی هیچ چیز نمی‌تواند جلویش را بگیرد. دو تا گلاب پاش را محکم گرفته بود توی دستش و آماده بود تا هرچند تا می تواند از آن آرکون‌های حرامزاده دود کند و بفرستد به هوا. ولی من باید برای نجات دنیا و انسان‌ها زودتر باهاش وداع می‌کردم و ازش دور می‌شدم...

ولی صبر کنید. گمانم داستان‌ها را این طوری شروع نمی‌کنند. آخر من داستان‌گوی خوبی نیستم! پس بگذارید از اول بگویم.

ویژگی‌ها

سال انتشار 1398
نویسنده جهانگير شهلايی
ناشر نشر360درجه

نظرات کاربران

1398-12-09

کتاب جالبی است ،تخیلی، اجتماعی، همراه با طنز پنهان

1398-12-06

من خوندم خیلی جدید و هیجانی بود.واقعا جامعه نویسندگان ما نیاز دارن به این تحول که این نویسنده تونسته ایجاد کنه

خوشحاليم كه از كتاب خوشتون اومده

نوشتن نقد و نظر

محصولات بازدید شده